شبهای بدون برره...

.اما راز این اثر گذاری در چیست؟ در اینکه مهران مدیری یکی از بنیانگذاران طنز نوین تلویزیونی بعد از انقلاب در تلویزیون است شکی نیست .مهران مدیری از همان روزهای نخستین حضورش در صدا وسیما که فکر کنم با برنامه نوروز ۷۲ آغاز شد نشان داد که خواستار نگاهی نو و جدید به طنز اجتماعیست.در طی این سالها مهران مدیری این خواسته اش را با مجموعه ای پاورچین..نقطه چین وبالاخره در مجموعه شبهای برره که نوع تکامل یافته ای از دو اثر قبلیست به اثبات رسانیده است.نوع نگاه نویسنده برنامه به مشکلات و کمبودهایی که جامعه ما سالهاست با آن دست به گریبان است از نقاط قوت این مجموعه است پیمان قاسم خانی و نویسندگان جوان این مجموعه به خوبی از پس بیان مسائل روز جامعه ما بر آمده اند تا جایی که حتی کسانی که در این مجموعه از آنها انتقاد شد زبان طنز را زبان توهین دانستند.به راستی که جامعه ای که توان نقد پذیری در آن حداقل باشد به هیچ عنوان پیشرفت را در خود نخواهد دید.حتی اگر در ظاهر امر موافق با اشتباهاتش باشد..اما هر چه بود این مجموعه با یک کارنامه درخشان از خود به پایانش نزدیک میشود و خاطرات خوب وبدش در ذهن مردم خواهد ماند مردمی که تا هفتهای دیگر باید شبهای بدون برره را آغاز کنند.
پشت شیشه برف می بارد...
سرمای بهمن ماه خیلی زودتر از آنچه فکرش را میکردیم رسید...سرمایی که دامنگیر همه شهرهای ایران
شده است.سال گذشته که آن برف ۲ متری در گیلان بارید تا ۳ روز نه از آب خبری بود نه از برق رفت وآمد بین شهری هم که تنها به لطف پاهای مبارکتان انجام میشد .برای طی یک فاصله ۱ ربعه بین دوشهر مجبور بودی ۵-۶ ساعت پیاده بروی! چه بسا مسافرانی که غافلگیر شدند وبین راهها گرفتار شدند..امروز گیلان نخستین برف زمستانیش را به چشم دید.برفی که به شدت برف پارسال نبود.اما گویا مامورین شهرداری و راهداری از همین امروز برای مقابله با عوارض احتمالی برف آماده شده اند..در خیابان که را ه میروی ماشینهای شهرداری در گوشه وکنار خودنمایی میکنند اما اثری از سرنشینان نیست!بعضیها میگویند این ماشینها دکوریند اینها منتظرند برف۲ متری بیاید آنوقت اقدام کنند!!دیگری میگوید نه بابا اینجوریها هم نیست سر وقت می آیند..یکی دیگر را دیدم که از امکانات و عمران وآبادی حرف میزد میگفت :شنیده ام قرار است آقای رییس جمهور اوایل سال آینده به گیلان بیاید ومحرومیتهای این مردم را به چشم ببیند انشاالله که او بیاید و راحت شویم!!پیش خود گفتم که دریغا ّ این مردم چقدر امیدوارند!! در میان این همهمه های خیابانی نگاهم به پیرمرد خمیده ای افتاد که عصایی در دست داشت .نگاهی به آسمان که دانه های سفید برف از آن به پایین فر و می افتاد انداخت و آهی کشید و حرارت بازدمش بخار سفیدی را در فضای اطراف دهانش ایجاد کرد..بی اختیار به یاد شعر اخوان ثالث افتادم که میگوید:نفس کز گرمگاه سینه می آید برون ابری شود تاریک چو دیوار ایستد در پیش چشمانت...سلامت را نخواهند پاسخ گفت...هوا بس ناجوانمردانه سرد است..
انرزی اتمی یا سلاح اتمی؟!
این روزها صحبت از انرژی هسته ای و سلاح اتمی در کوچه وبازار نمود خاصی پیدا کرده است .رویکردهای مختلف و دیدگاههایی که هر کسی به فراخور اطلاعاتش عرضه میکند در نوع خود شنیدنیست.به دور از هرگونه جبهه گیری سیاسی شاید بتوان این افراد را به سه دسته تقسیم نمود: دسته اول آنهایی هستندکه کلا با همه چیز مخالفند حتی اگر دلیلی هم نداشته باشند! دسته دوم آنهایی هستند که با اصل موضوع موافقند اما با برخی از مواضع مشکل دارند دسته سوم آنهایی هستند که کلا ساخته شده اند که بگویند انرژی هسته ای حق مسلم ماست این افراد رویکرد کاملا مشخصی دارند و در چنین مواقعی کاسه داغتر از آش میشوند حتی اگر ندانند که این هسته همان هسته میوه است یا خیر!در تممی این روزها که بحث از انرژی هسته ای به میان آمده شاید عدم آگاهی مردم از انرژی هسته ای و فواید ومضرات آن خود باعث بروز چنین اظهار نظرهایی شده است اما آنچه به نوبه خود حائز اهمیت است بالا رفتن سطح دانش جامعه در این زمینه است جامعه ای که آگاه نباشد نظرات نا آگاهانه نیز خواهد دادوبه تبعات آن مشکلات روز به روز بیشتر خواهد شد تا جایی که در پایان ماجرا کسی نخواهد دانست که حالا انرژی اتمی هم داشته باشیم مثلا چه میشود مردم دارند از گرسنگی میمیرندآنوقت…وهمان داستان همیشگی که همواره بلای جان ای مردم در تاریخ بوده است
در همین حال وهوا احمدی نژاد در قشم به سر میبرد ...مردی که که گویا با احمدی نژاد کار داشت به هنگام سخنرانی وی از میان جمعیت فریاد برمی آورد که آقای رییس جمهور من با شما کار دارم!!!احمدی نژاد در جواب او به مامورین انضباطی میگوید که اجازه بدهید بیاید.حال حرف مرد چه بود ..اینکه مدت چند ماه است از شهرشان گازوییل قاچاق میشود..حالا جواب احمدی نژاد چه بوده بنده بی خبرم.ولی باید موضوع جالبی باشد که حتما روزهای آینده گندش در خواهد آمد...
اینهم المانیهایی که در آزادی بودند:

